نایاب ترین عکس ها اس ام اس ها . عکس بازیگران و هنرمندان،عکس جذاب و دیدنی،عکس خنده دار،عکس - مطالب شعرهای نسرین بهجتی
اطلاعیه: هم اکنون می توانید بهترین و جدید ترین قالب ها را در ای ار پیامکـــ دانلود کنید!



شما می توانید هم اکنون به صورت آنلاین با مدیریت تماس بگیرید .

بدون نیاز به هیچ نرم افزاری

نام خود را وارد و گفتگو زنده را با مدیریت شروع کنید

کاپیتان ... سروده شاعر بلوچ ... نسرین بهجتی

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

کاپیتان


کاپیتان به تو گفته بودم

این پیچ کشتی را کمی مایل به صخره می کند

نگفته بودم ؟

 (من منتظر حادثه ام فکر خطر باش )

کاپیتان استخوانهایم را دکل کردم

از پوست تنم بادبان بر افراشتم

 گفتم فریب چشم کوسه ها را مخور

آخرین فانوس دریایی برای رسیدن به بندر

چشمان سیاه من است

مواظب باش ...کشتی کمی مایل به صخره است

کوبیدن آرزوهایمان را دریاب

نگفته بودم ؟ گفته بودم

گفته بودم ... کاپیتان ... چپ راست

بپیچ ... نپیچ

پوست تنم بالا...پوست تنم پایین

گفتم کاپیتان اشتباه مکن

دریا بزرگ است و بی رحم

ما را در کام نهنگان خواهد کشید

استخوانهایم ترک ترک افتاد

پوست تنم چروکیده بر دکل افتاد

تو گیج  چشمان کوسه ها

و کشتی گیج ... گیج زدن تو

و دریا ما را بلعید

کاپیتان ... کاش جاشو  می ماندی

و من در انتظارت در ساحل

کل می زدم با دریا

و شانه ریز می لرزاندم 




تو و من سروده نسرین بهجتی از کتاب آفتابگردان

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

تو و من سروده نسرین بهجتی از کتاب آفتابگردان


تو لبریز از عشق من

من لبریز از نیاز دوست داشتن تو

تو اشباع شده از این همه سخاوت عاشقانه من

من تشنه شنیدن یک جمله عاشقانه تو

تو از سرزمین یخها

من از قبیله ساده خورشید

تو تمام زیبایی دریای شمال

من همان صخره غمگین جنوب

تو خنجری بسته به پهلو

من تا آخرین نفس زخمی آن خنجر

تو فانوس دریایی ... من قایق شکسته سرگردان

تو آخرین شمع ... من عاشق ترین پروانه

تو همیشه بدرود ... و من همیشه درود

تو و من همیشه بی هم ... همیشه باهم


عشق خیس شدن دو دلدار در زیر باران نیست

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

عشق خیس شدن دو دلدار در زیر باران نیست

عشق خیس شدن دو دلدار در زیر


باران نیست . عشق این است که من


چترم را به روی دلدار بگیرم . و او


نبیند .نبیند و هرگز نداند که چرا در زیر


باران خیس نشد ! ؟     ( نسرین بهجتی )




گندمزار... عاشقانه جدید.... سروده نسرین بهجتی

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

گندمزار... عاشقانه جدید.... سروده نسرین بهجتی

از بذر خیالت گندمزار می شوم


فصل درو . . دریغ و درد


سفره تو بی نان


سیلوی من پر از شعر عاشقانه !؟



صبح بخیر خدای پشت پنجره

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

صبح بخیر خدای پشت پنجره

هر روز که از خواب بیدار می شوم

آسمان را آبی تر و خودم را سبزتر می بینم

صبح بخیر خدای پشت پنجره

مادرم راست می گفت

دخترم

صبح هایت همیشه خاکستری نخواهد ماند



من یک زنم

  • دسته: شعرهای نسرین بهجتی

من یک زنم

من یک زنم .. مثل خواهرم

مثل همسایه ام... مثل تو

گاه مثل یک عروسکم دست خودش

گیسوانم را رها می کند

چشما نم را سرمه می کشد

لپم را گلی می کند

گاه سوزن و نخم برای وصله جوراب دخترم

گاه کف صابونم برای پیراهن پسرم

من همان هزار دستانم

که هزار دست کم دارم !

گاه بس که خسته ام تی تن مرا می کشد

اجاق لطف می کند و دل مرا

مارمالاد سرخ برای صبحانه فردا می سازد

من شعرهایم را در خواب می گویم

و با طلوع صبح بلند می گویم

صبح بخیر عزیزم نگران نباش

من شاعر نیستم !

بهترین جایگاه من کنار ظرفشویی است

شعرهایم را بی اعتراض همه

برای ظرفها دکلمه می کنم

ظرفها کف می زنند

فردای آن روز موج اف ام شعر مرا می خواند

من شادیم را یک دور والس با جارو

 کف آشپزخانه می رقصم

و به جای نماز چادر نماز مادرم را

تند به تعداد رکعتها می بویم و می بوسم

آه خدا کند مردی که به اندازه ظرفهای

آشپزخانه مرا درک نکرد

یک شب فقط یک شب

شعرهایم را فالگوش می نشست ! ؟